تبليغاتX
دلخواه نوجوان ایرانی

دلخواه نوجوان ایرانی

مطالب آموزشی

 

او پدر من بود

 

نامه ای که در زیر می خوانید،توسط یک فرد ناشناس،به بخش بیماران سرپایی،یک بیمارستان بزرگ آموزشی،نوشته شده بود.

به نظر می رسد که محتویات این نامه،درباره ی تمامی پرسنل مراکز درمانی،صدق می کند.

به تمامی کارکنان درمانگاه:

"امیدوارم ،امروز که آمار روزانه را بررسی می کنید و آن کارت درمان رایگان را بر می دارید،موضوعی را که درباره ی آن نوشته ام،به خاطر بیاورید.

تمام ساعات دیروز را با شما سپری کردم.با پرد و مادر خود آنجا آمده بودم.هیچ اطلاعی نداشتیم که کجا باید مراجعه کرده و چه اقداماتی باید انجام دهیم.زیرا تا دیروز،نیازی به استفاده از خدمات این درمانگاه نداشته ایم و هیچ کس بر چسب مددخواه(مستمند)را به ما نزده بود.

مراحل تشکیل پرونده،تشخیص بیماری،پر کردن فرم مشخصات،شماره گذاری پرونده پدر که تمام شد،به دلیل فقدان بیمه ی درمانی،مهر فقدان ضامن بر آن زده شد و جزو پرونده های استفاده ی رایگان (مستمندان)،محسوب شد.

من شاهد مرد ضعیف و ناتوانی بودم که در صف بیماران به مدت 5 ساعت منتظر ایستاده بود.از فرط خستگی یک پای خود را بر میداشت و دیگری را بر زمین می گذاشت و داشت می رفت تا طبق تشریفات دست و پاگیر اداری توسط کارمندان کم حوصله و عصبی و پرستاران خسته و ازپا در آمده و تجهیزات و امکانات بسیار نا چیز،از آخرین ته مانده ی وقار و غرور و شخصیت خود،تهی گردد.برخورد سرد و خشک و عصبی کارکنان شما،مرا غرق بهت و حیرت کرده است.

زیرا در مقابل ارایه یک مدرک اشتباه از طرف بیماران،از کوره در رفته و عصبانی می شدند و بی ملاحضه،در مقابل دیگران،درباره ی پرونده ی بیماران،وقت ناهار و آزاد شدن از "جهنم مردان فقیر"صحبت می کردند.

در نظر شما،پدرم فقط یک کارت درمان رایگان و یک شماره ی پرونده بود که در روز مشخصی باعث شلوغی میز کارتان شده است.بیماری که باراول،دستورالعمل های بی روح و ماشینی شما را متوجه نشده و بار دوم از شما خواهد خواست که دوباره تکرار کنید.

او پدر واقعی من نیست،بلکه مردی در قالب شخصیتی ضعیفی است که شما از او ساخته اید.اما آنچه که شما در پس این شخصیت ضعیف،نمی بینید،مرد پر کار و خود ساخته ایست که از سن چهارده سالگی،به شغل نجاری مشغول بوده است.صاحب یک همسر بی نظیر،چهار فرزند بزرگسال(که اکثرا به دیدن او می آیند)،پنج نوه(دو تای دیگر در راه است)،می باشد که در قلب همه ی آنها او یک پدر نمونه و فدکار هست و به نظر آنها پدرشان بهترین پدر دنیاست.

این مرد،تمام ویژگی های یک پدر خوب را دارد،قدرتمند و پایدار و در عین حال دل رحم و مهربان،یک هم وطن روستایی،تیز و برنده همچون لبه ی تیغ و در عین حال ملایم و ساده و پاک،که مورد احترام تمام صاحب کاران معروف و سر شناس می باشد.

او پدر من هست.مردی که عل رغم تمام مشکلات و سختی ها،مرا بزرگ کرد و به خانه ی بخت فرستاد.به هنگام تولد فرزندم،ساعت ها انتظار کشید.به هنگام فقر و نداری،یک اسکناس بیست دلاری را دوراز چشم دیگران،با عجله به دستم داد.زمانی که گریستم،دلداریم داد.پدر بی نظیری که می گویند،به زودی بیماری سرطان،او را از ما خواهد گرفت.شاید پیش خود تصور کنید که اینها سخنان یک دختر متاثیر و غمگین است که در آستانه ی از دست دادن عزیزترین موجود زندگی اش،نا امیدانه طغیان کرده است.

من غم خود را انکار نمی کنم.اما در این میان به اصرار از شما می خواهم تا سخن مرا بی اهمیت تلقی نکنید.اندکی تامل کنید و هرگز با دیده ی حقارت به شخصیت انسان های نهفته در پشت نمودارها،ننگرید.هر نمودار،نمادی از یک انسان زنده ایست که به زندگی عشق می ورزد،دارای احساسات و عواطف انسانی  است.سرگذشتی دارد.شما که هر روز با آنها سرو کار دارید،می توانید با یک کلمه محبت آمیز،با یک رفتار توام با احترم،آنها را تحت تاثیر قرار دهید.امید و شوق به زندگی را در دل های آنها افزایش دهید.

شاید،فردا،این شخص،یکی از عزیزان و اقوام شما باشد که تبدیل به یک شماره ی پرونده و یا کارت درمان رایگان شده و نامش با یک خط زرد،از نام های دیگر جدا شده است که نشانگر عمر رو به زوالش،می باشد.

از شما خواهش میکنم،مراجین بعدی خود را با احترام پذیرفته و با لبخند و سخن مهرآمیزی مشکل آنها را حل کنید و فراموش نکنید که هر یک از آنها،پدر،شوهر،همسر،مادر،فرزند و مهم تر از همه یک انسان هست،که همچون خود شما،خدای بزرگ آفریده و به او عشق می ورزد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:1  توسط امیر یاشار  | 

ضرب المثلها(2)

 

 

 


صد سال به این سالها
A hundred years to these years

دو صد گفته چون نیم کردار نیست
Saying and doing are two thing

دو صد گفته چون نیم کردار نیست
Action speak louder than words


در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سفید است
The darkest hour is just before the dawn


خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری
When one door shut, another opens

تا تنور داغه نونو بچسبون
Bake the bread while the oven is hot

آب از دستش نمیچکه! (کنایه از خسیسی)
Water does not trickle out of his hand


آب رفته به جوی بر نمیگردد
No use so crying over split milk

در عفو لذتی است که در انتقام نیست
Nothing is so grand as forgiveness

مرگ یه بار شیون هم یه بار
Better face a danger once than be always in danger


مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه
A burnt child dreads the fire


اول همسایه ات را بشناس بعد خانه را بخر
You must ask your neighbour if you shall live in peace


با یک دست نیمتوان دو هندوانه برداشت
Between tow stools one falls to the ground


سگ میزد گربه می رقصید
The dog was hitting, the cat was dancing


شتر سواری دولا دولا نمیشه
You can't ride a camel bent over

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 23:15  توسط امیر یاشار  | 

شرایط ازدواج در شهرهای مختلف

 

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازی

*داشتن حداقل یك مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران

*داشتن عكس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی

*بازگرداندن كمك های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!

*نكته:در صورتی كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)

2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*ادای كلمات قلقلك و قوز بالای قوز بدون كوچكترین اشتباه!

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك های متعدد درباره بچه های تهران

*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كامیون حامل جك های صادراتی تبریز به استان های همجوار.

3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:

*توانایی قورت دادن سه كیلو تریاك

*توانایی عبور 20 كیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی

*داشتن مزرعه خشخاش

*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاكستانی

*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!

4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:

*داشتن رو حیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

*داشتن روحیه مهمان نوازی!

۵-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*دست و دلباز بودن

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یكبار برگزاری مهمانی فامیلی

*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!

*راستگویی و صداقت!!!  

۶-شهر های سنندج و كرمانشاه از استان های كردستان و كرمانشاه.شرایط عبارتند از:

*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت

*نداشتن سیبیل

*تعهد به خاك ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!

*نداشتن سابقه دعوا و قلدری

*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!

۷-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:

*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عینك آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!

*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید

*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راكی-رامبو-جكی چان-بروسلی و بیل كلینتون

*نداشتن هیچ گونه ادعای مالكیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!

*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)

۸-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:

*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.

*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا

*نداشتن روحیه آب زیر كاه و رندی

*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید

10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:

*داشتن تنها دو دوست دختر

*آشنا نبودن با معنی و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تیغیدن و ....

*داشتن روحیه جوانمردی

*مرد بودن!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 23:0  توسط امیر یاشار  | 

پول میتونه...........

 

 

پول مي تونه ....... !!!!

 

پول میتونه سرگرمی رو بخره اما نه شادی رو.

Money can buy an amusement, but not happiness

پول میتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.

Money can buy a bed, but not sleep

پول میتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.

Money can buy a food, but not appetite

پول میتونه دارو رو بخره اما نه سلامتی رو.

Money can buy a medicine, but not health

پول میتونه وسیله آرایش بخره اما نه زیبایی رو.

Money can buy cosmetic, but not beauty

پول میتونه خدمتکار بخره اما نه دوست رو.

Money can buy a servant, but not friend

پول میتونه پست(مقام)رو بخره اما نه بزرگی رو.

Money can buy a position, but not greatness

پول میتونه نوکری رو بخره اما نه وفاداری رو.

Money can buy a service, but not loyalty

پول میتونه قدرت رو بخره اما نه اعتبار رو.

Money can buy a power,but not authority

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 12:10  توسط امیر یاشار  | 

آیا می دانید

 

 

 

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت، باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟

آیا میدانستید که هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ؟

آیا میدانستید که یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند ؟

آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند ؟

آیا میدانستید که تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ؟

آیا میدانستید که با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد ؟

آیا میدانستید که فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود ؟

آیا میدانستید که كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند ؟

آیا میدانستید که فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد ؟

آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ؟

آیا میدانستید که آب دریا بهترین ماسك صورت است ؟

آیا میدانستید که جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ؟

آیا میدانستید که سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت ؟

آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است؟ شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک می زنید.

آیا میدانستید که به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند؟ رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.

آیا میدانستید که برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم ؟

آیا میدانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد ؟

آیا میدانستید که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند ؟

آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد می ­شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند ؟

آیا میدانستید که خوردن یك عدد سیب اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدانستید که گران ترین ساعت جهان 25 میلیون دلار ارزش دارد ؟
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 10:55  توسط امیر یاشار  | 

ضرب المثلها

 

قصد دارم ضرب‌المثل‌هایی را كه با یكی از حروف الفبا شروع می‌شود، برایتان شرح دهم و معنایش را تفسیر كنم، آنچنان كه روحتان شاد شود.

آب كه از سر گذشت، چه یك وجب چه صد وجب

یعنی شما یك روزی (روزش مهم نیست) می‌روی در یك انتخاباتی به یك نفری یك رأیی می‌دهی. بعد به هر حال یك نفر دیگر رأی می‌آورد، دیگر هی غر نزن كه چرا فلان كس شد وزیر مثلاً علوم یا مثلاً چرا وزیر آموزش و پرورش در برابر سؤال‌های موهن واكنش مناسب نشان نداد یا چرا وزیر كشور یه چوپان بی سواده یا چرا مسكن قیمتش چند برابر شد یا چرا سیب‌زمینی... این حرف‌ها را ول كن، به قول معروف آب كه از سر گذشت، چه یك وجب چه صد وجب. خوب فهمیدین معنی این ضرب‌المثل رو؟

آب به آب شدن

این ضرب‌‌المثل می‌تواند معانی بدی هم داشته باشد كه ما با آن كاری نداریم! اما قبول كنید كه برای هر چیزی اگر كوشش كنیم، می‌توانیم معانی خوبی هم پیدا كنیم. ما البته مدت‌ها گشتیم و راستش یك معنی قابل چاپ پیدا نكردیم. خوشحال می‌شویم اگر شما پیدا كردید برای ما بفرستید!

آب كه سر بالا بره قورباغه ابوعطا می‌خونه

یك روز در ولایتی دوردست در حدود 123 سال پیش یك اتفاقاتی افتاد كه اوضاع كلاً عوض شد و به هم ریخت و وضعیت به گونه‌ای شد كه علمای جامعه‌شناسی به آن می‌گویند: «كی به كیه». در چنین شرایطی كه طبق گفته آگاهان و براساس آمار مندرج در نشریات آن زمان هیچ سگی صاحبش را شناسایی نمی‌كرد، یك عده كه تا دیروز در محله پشمك‌فروشی‌ها یخمك تبلیغ می‌كردند، شدند رئیس دایره حمل و نقل برون دهِ شركت‌های آفت‌زدایی و حومه، و مجال اظهارنظرهای عجیب پیدا كردند، طوری كه عقل كن فیكون می‌شد بدفرم. حكما سه شب و سه روز فكر كردند و به جای آن‌كه آن وضعیت را چاره كنند، برایش ضرب‌المثل درست كردند!

آسته برو آسته بیا كه گربه شاخت نزنه

الاغ، طنز ننویس! با این اوضاع و احوال دیوانه‌ای طنز می‌نویسی؟! یعنی این‌كه با ملاحظه حركت كن تا مشكلی از هیچ جهت برایت پیش نیاید. گویا در قدیم گاوها خیلی سرشان شلوغ بوده و گربه‌ها به جایشان به مردم شاخ می‌زده‌اند. حالا این‌كه این وظیفه طی چه فرایندی به گربه‌ها محول شده بوده خیلی مشخص نیست. راستش مهم هم نیست، چرا كه مهم‌تر از آن شیوه حركت است. پیام اخلاقی این ضرب‌المثل این است كه داداش من مواظب خودت باش، از ما گفتن بود!

آمد زیر ابروش رو برداره، چشمش رو كور كرد

شهین دست طلا! گویا این كار را یك خانمی كه آرایشگر قابلی بوده و عروس هم درست می‌كرده دو میلیون تومن، مانیكور پدیكورش هم حرف نداشته، تهِ شینیون بوده، های‌لایت می‌كرده بیست، حتی بنا به بعضی روایات معروف بوده به شمسی پن‌كیك، انجام داده و به كسی كه زیر دستش نشسته بوده صدمات جبران‌ناپذیری زده. البته معنی و محتوای این ضرب‌المثل‌ خیلی به مرغوبیت ریمل یا انواع رژلب مربوط نمی‌شود و قطعاً به چیزهای دیگری مربوط است، اما این‌كه چرا ما فقط به همین بخش گیر داده‌ایم معلوم نیست!

آش نخورده و دهن سوخته

ساده معنی كنم یعنی این‌كه شما به یك مهمانی دعوت می‌شوید، بعد با دوستان راهی می‌شوید، دم در منزلی كه مهمانی در آنجا برپاست (چه جور هم برپاست!) متوجه می‌شوید كه آنجا برای شما مناسب نیست، چرا كه همه به آقایی شما نیستند و حتی احتمالاً چند فقره خانم هم در مهمانی هستند كه شاید پوشش آنها خیلی معقول هم نباشد و شایدتر حركاتشان هم به شكل موزون یا ناموزون زیاد باشد و ... (بقیه توضیح با خودتان) خب شما داخل نمی‌شوید (مثلاً) و همان دم در می‌خواهید برگردید كه می‌ریزند و همه از جمله شما را كه اصلاً نرفته‌اید می‌گیرند، خب اگر به آن حالت آش نخورده و دهن سوخته نمی‌گویند، پس چه می‌گویند؟!

 

آب دست یزید افتادن

امروزی‌اش می‌شود این‌كه كارت سهمیه‌بندی بنزینت بیفتد دست كسی كه با تو میانه خوبی ندارد. خلاصه وضعیت خوبی نیست و سخت است كه آدم در مورد یك وضعیت توضیح بدهد. مثل صفحه طنزی می‌ماند كه افتاده باشد زیردست مدیرمسئول! می‌فهمید كه؟!

آن‌قدر بایست كه زیرپایت علف سبز شود

دیروز یك مرد 50 ساله در حالی كه فریاد می‌زد من شش ماه است كه بیكار شده‌ام، خودش را زیر چرخ‌های مترو انداخت و مرد. سیب‌زمینی امسال به كیلویی 1500 تومن رسید. گرانی میوه بیداد می‌كند. مسكن وضعیت فاجعه‌باری دارد... حالا تو منتظری تا وضع اقتصادی خوب شود؟ پس آن‌قدر بایست تا زیر پایت علف سبز شود. شیرفهم شد؟!

آن ممه را لولو برد

بله، خب، البته... ای بی‌ادب‌ها! منظور آن نیست، منظور این است كه ... نه، خب چرا به ماجرا به آن شكل نگاه می‌كنید... از «ماجرا» منظور بدی نداشتم. اصلاً بگذارید یك جور دیگر مطرح كنیم. معنای واقعی این ضرب‌المثل این است كه آن عضو شیردهی را انسان‌های كریه و خوفناكی با خود به نقطه نامعلومی منتقل كرده‌اند. از كسانی كه از نامبرده اطلاعی دارند خواهش می‌كنیم ما را مطلع سازند و جمعی را از نگرانی رهایی بخشند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:23  توسط امیر یاشار  | 

تو اگر نبودی ای درخت

تو اگر نبودی  ای درخت سبز

سبزه و گل و بهارهم نبود

این هوای خوب و سایه های خیس

درکنار جویبار هم نبود

 

 

تو اگر نبودی ای درخت سبز

شاخه ای نبود و لانه ای نبود

بر لب پرنده روی سیم برق

شوق خواندن ترانه ای نبود

 

 

تو اگر نبودی ای درخت سبز

زنده ای نبود و زندگی نبود

باد را بهانه ای وزندگی

مرغ را پر پرندگی نبود

 

 

رقص برگ های تو اگر نبود

یک نسیم ساده هم نمی وزید

میوه ی رسیده ای به دست ما نمی رسید

 

 

تو اگر نبودی ای درخت سبز

شاعری بهار را نمی سرود

خط کش و مداد و میز و صندلی

دفتر و کتاب و شعر هم نبود

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:23  توسط امیر یاشار  | 

مامانای خوب از سبزه عیدتون چه خبر؟

 

 

 

 

همه می دانند که سفره ی هفت سین، بدون سبزه صفایی ندارد.

اصلا همه ی سین ها یک طرف سبزه هم یک طرف. ببینم تو!؟ هم می خواهی یک سبزه ی پرپشت و زیبا توی سفره ی هفت سین بگذاری که خودت درستش کرده باشی!؟

ما می توانیم سبزه هایمان را با دانه ی گندم، عدس، لوبیا، ماش، خاکشیر، شاهی و… درست کنیم. سبزه ی گندم، هم خیلی زیباست و هم خیلی سریعتر رشد می کند.

 

سبزه ی معمولی

 

_ 10 روز مانده به عید،ظرفی را که می خواهی در آن سبزه بگذاری،انتخاب کن. دانه ها را به اندازه ی یک بند انگشت، در ظرف بریز و سطح آن را با دست صاف کن.

_حالا گندم ها را درون یک کاسه بریز و آن ها را خوب بشوی. مقداری آب ولرم روی دانه ها بریز و بگذار 24 ساعت در آب خیس بخورد. در این فاصله می توانی یک یا دوبار،آب ظرف را عوض کنی.

_ بعد از 24 ساعت ، آب کاسه را خالی کن. گندم ها را به ظرف اصلی منتقل کن و روی آن ها را بایک پارچه ی خیس، بپوشان. ظرف را در محل گرمی قزاز بده ئو هر روز روی پارچه را مرطوب کن.

_وقتی دانه ها جوانه زدند، دستمال را از روی ظرف بردار و سبزه را به مکانی ببر که بتواند از نور خورشید استفاده کند. هر روز مقداری آب به آن بده،نه آن قدر که از تشنگی بمیبرد و نه آنقدر زیاد که ریشه هایش بپوسد.

جوانه ها خیلی زود قد می کشند و بلند می شوند. اگر یک روبان قرمز دور سبزه ات ببندی، خیلی زیبا می شود. فقط مواظب باش که روبان را سفت گره نزنی.سبزه ها در دان می آید!!؟

 

سبزه تخم مرغی

 

اگر دوست داشته باشی می توانی مقداری از سبزه ها را درون پوست تخم مرغ بگذاری. برای این کار:

_ اول یک تخم مرغ سالم را خوب بشوی و آب پز کن.

_ مدادت را بردار و در قسمت بالایی تخم مرغ، دور تا دور یک خط بکش. بایک کارد اره ی کلاه را از بقیه تخم مرغ جدا کن و محتویات تخم مرغ را بیرون بیاور.

حالا نوبت رنگ آمیزی است.چیزی که در دست تو باقیمانده، قرار است صورت یک آدمک باشد. با گواش یا رنگ های دیگر، صورت یک آدمک را نقاشی کن.

_ مقداری پنبه درون پوست تخم مرغ بگذار.

_ تکه هایی از سبزه های ریشه دار را به دقت از ظرف اصلی شان جدا کن و روی پنبه ها بگذار.

حالا تو یک آدمک تخم مرغی داری که روی سرش علف سبز شده است!اگر دوست داری موهای آدمک صاف و سیخ سیخ باشد، از سبزه ی گندم استفاده کن، و اکر از مو های فر فری خوشت می آید پیشنهاد می کنم از سبزه ی عدس یا ماش استفاده کنی.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:22  توسط امیر یاشار  | 

نگهداری ماهی های عید

 

 

 

 توصیه ها یی برای نگه داری از ماهی های قرمز در سفره ی هفت سین

 

ایا می دانید در صورت مراقبت صحیح از ماهی های قرمز، طول عمر 10 تا 20 ساله برای بعضی از گونه های این ماهی ها  غیر معمول نیست ؟ آیا می دانید که عمر بیشتر از 40 سا ل برای گلد فیش ثبت شده است ؟ برای نگه داری از ماهی های قرمز به نکات زیر توجه کنید:

_ظروفی که در آن ها ماهی فروخته می شود، اغلب کوچک هستند و نباید ماهی ها  در همان ظروف کوچک نگهداری کنید. سعی کنید برای نگه داری ماهی های قرمز از ظرف های بزرگ با دهانه ی گشا د استفاده کنید.

استفاده از اب شهری مشکلی برای ماهی ها  ایجاد نمی کند البته بهتر است اول کمی شیر اب را باز بگذارید تا اگر املاحی دز شیر رسوب کرده  باشد خارج شود و سپس آن را در پارچی  ریخته و بگذارید 24 ساعت بماند 24 ساعت بماند  تاهم کلر آب کمتر شود و هم آب ، هم دمای تنگ شود .

برای عوض کردن آب ماهی هرگزآب را یک دفعه عوض نکنید بلکه نیمی از اب ظرف را خالی کنید و بعد کمکم آب برداشته شده از ظرف را با آبی که از قبل  نگه داشته ای جای گزین کنید.

_در طول هفته ، یک یا دوبار آب  ظرف ماهی هارا عوض کنید.

_جالب است بدانید یکی از عوامل مرگ ماهی های قرمز ، غذا دادن زیاد به آنهاست.

_دقت کنید که هرگز آب ظرف ماهی ها  کثیف نشود چون که کثیفی  باعث بیماری کوتاهی عمرشان می شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 13:11  توسط امیر یاشار  | 

ورزش در ایام عید

 

                                                                                                           

 درایام عید ورزش را فراموش نکنید

 

بعضی از بچه های تپل چند روز قبل از عید خوش حالی عجیبی در چهره شان نمایان است. درست حدس زدید ممکن است یکی از دلایل آن ایام تعطیلات باشد ولی دلیل اصلی آن شاید وجود خوراکی های رنگارنگ و مختلف و خوشمزه است که ممکن است علاوه بر خوش حال کردن کوتاه مدت آنان باعث ناراحتی و در دسر طولانی مدتشان هم بشود. پس تپلی ها لطفا از همین الان با خود قرار بگذارید که در ایام نوروز فقط وقت تان صرف

خوردن و بازی های کامپیوتری نشود، تحرک و ورزش را هم فراموش نکنید. جالب است این خبر را هم بشنوید  که در کره ی جنوبی می خواهند به بچه های چاق امتیاز هایی بدهند تا ورزش کنند. این راه  تشویقی انتخاب شده تا شاید کودکان و نوجوانان چاق  در این کشور سراغ ورزش های دیگر و فعالیت های فیزیکی مناسب بروند و لاغر شوند. البته این امتیاز ها به شکل پول نقد نیست که دوباره آن ها خرج خوراکی آن هم از نوع نا مناسبش کنند، بلکه جایزه ی آن ها بلیط الکترونیکی  است که فقط در محل هایی مانند باشگاه های ورزشی ، استخرها ، پارک ها می توانند به خرید خوراکی های مناسب و میوه جات بپردازند . البته تپلی های ایرانی زیاد غصه نخورید که پادش و جایزه های این چنینی برایتان وجود ندارد. خودتان به فکر سلامتی تان باشید تا بعد از ایام تعطیلات جلوی آیینه  با آه و حسرت به هیکل  نگاه نکنید

                                                                   

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 13:9  توسط امیر یاشار  |